این تغییرات توجه اطرافیانش را به پرویزی كه تا اینجا همیشه یكنواخت و درست رفتار كرده به خودش بر میانگیزد و وی را مورد قضاوت قرار میدهد. فیلم بسیار به خصوصیات شخصی انسانی مرتبط است و شاید هر كسی با دیدنش «پرویز»ی را در درون خود بیابد و با شخصیت داستان همذاتپنداری كند. پرویز شخصیتی است كه كودك درونش هنوز به بلوغ نرسیده و تجربیات اندكی در طول زندگیاش بهدست آورده كه همین موضوع سبب تغییری بزرگ در درونش میشود تا جایی كه دیگر قید و بندهایی كه در تمام این مدت رعایت میكرده را كنار میزند و بر باور خودش كه دارد كار درست را انجام میدهد سبب آسیب به دیگران میشود.
همین باعث میشود كسانی كه همیشه انتظار رفتار روتینی از این شخصیت داشته و به این شیوه عادت داشتند ناگهان به نخستین تغییر رفتاری توجه میكنند و شگفتزده میشوند. باقی ماجرا هم باشد برای سالن سینما و دیدار از فیلم روی پرده كه قطعا جذابیتهای فیلم را دوچندان میكند. نكته مهم درمورد فیلم پرویز این است كه تكلیفش با نوع تماشاگرش مشخص است و خود را درمعرض نمایش مخاطب خاص خود قرار میدهد؛ مخاطبی كه میداند قرار نیست به روش ناخوشایندی غافلگیر شود.
پیشنهاد شگفت انگیز
پارك ژوراسیك ایرانی
حتما برای شما هم هیجانانگیز خواهد بود، اگر در یك عصر پاییزی در خیابانهای سعادتآباد با یك «دایناسور» قدم بزنید و حتی با او سلفی بگیرید. درست متوجه شدید منظورم از «دایناسور» دقیقا همان موجودات غولپیكر عصر سنگی با دندانهای تیز و خطرناك است كه اكنون در پارك 30هزار متر مربعی ژوراسیك واقع در خیابان بهرود تهران دور هم جمع شدهاند.

نگران نباشید این مجسمهها با وجود آنكه شباهت زیادی به دایناسورهای واقعی دارند و حركت میكنند، اصلا خطرناك نیستند، پس اگر به این پارك مراجعه كردید و در زمان گرفتن یك عكس یادگاری بهصورت سلفی در كادر عكس خود یك دایناسور عظیمالجثه دیدید، تعجب نكنید، جیغ نزنید و فرار نكنید جای آن گوشیتان را تنظیم كنید، لبخند بزنید و یك عكس سلفی به یاد ماندنی با او بگیرید. ژوراسیك پارك تهران برای نخستینبار در ایران در فضایی به مساحت 30هزار مترمربع همراه با مجسمههای متحرك، پس از ایالاتمتحده و برخی كشورهای اروپایی راهاندازی شده است. در این پارك 28 دایناسور متحرك در ابعاد واقعی همراه با صدا و حركات خاص حركت كرده و این حس را ایجاد میكنند كه بهراستی در عصر دوران سنگی و در میان این موجودات غولپیكر در حال حركت هستید.
این پارك كه در حوالی میدان بهرود پایینتر از پارك پرواز قرار گرفته همه روزه از ساعت 9:30 صبح الی 19پذیرای بازدیدكنندگان است، اگر تصمیم گرفتید به این پارك مراجعه كنید به شما 2 پیشنهاد میكنیم؛ اول آنكه ساعتی قبل از غروب آفتاب در پارك حاضر شوید، چراكه با این كار علاوه بر بازدید پارك میتوانید از غروب بسیار زیبای این مكان هم لذت ببرید، چون پارك ژوراسیك تهران در ارتفاعات خیابان بهرود قرار گرفته است و نمای شهر تهران بهگونهای زیر پای شما قرار میگیرد و غروب آن بهشدت زیبا و منحصربهفرد است. اما پیشنهاد دوم اینكه در زمان حضور به این پارك از آمفی تئاتر ژوراسیك و فروشگاه یادبود انحصاری ژوراسیك پارك (ژورا پارك) دیدن كنید.
در ضمن اصلا نگران فضای پارك خودرو خود هم نباشید علاوه بر پاركینگ این مجموعه خیابانهای اطراف نیز فضای كافی برای پارك دارند. آدرس: سعادتآباد، میدان بهرود، بلوار شقایق (پایینتر از پارك پرواز)، ژوراسیك پارك تهران
پشنهاد کتاب
كتاب صوتی بابا لنگدراز
اگر در شبهای پاییزی بهدنبال رمانی هستید كه شما را حسابی سرگرم كند و البته داستان متفاوتی داشته باشد همین امروز به نزدیكترین كتابفروشی بروید و كتاب معروف «مرشد و مارگاریتا» را انتخاب كنید. این كتاب بهقدری جذاب است كه نمیتوانید تا پایان آخرین سطر آن را زمین بگذارید. دلیلش هم این است كه این كتاب یكی از شاهكارهای ادبیات جهان است و كمتر كسی پیدا میشود كه بعد از پایان كتاب از داستان جذاب و مسحور كننده آن تعریف نكرده باشد.

در همان ابتدای داستان در یكی از پاركهای مسكو حادثهای عجیب و نفسگیر اتفاق میافتد كه شما را میخكوب میكند و با این شوك وارد قصه میشوید. در سراسر صفحات كتاب اتفاقات عجیب و غریب زیادی میبینید و باید هر لحظه برای ورود به فضای سورئالیستی و جالب آماده باشید. شاید هم در جایی از داستان دلتان بخواهد مانند مارگاریتا سوار بر چوب جادوگری شوید و برفراز مسكو به پرواز در آیید، در آسمان شیرجه بروید و ناگهان نامرئی شوید. به هر حال بولگاكف بهخوبی میداند كه چطور شما را وارد بخشهای مختلف داستان كند، طوری كه یك نفس بتوانید یك رمان 443 صفحهای را با اشتیاق بخوانید.
هیچكدام از رویدادهای داستان با عقل و منطق جور در نمیآیند اما بهتدریج میبینید آنچه خلاف عادت و عقل است، عادی و عقلانی جلوه میكند. رمان از سه بخش تشكیل شده كه گاه به هم تنیده میشوند و بالاخره در پایان كتاب به وحدت میرسند. داستانها در دو زمان تاریخی مختلف رخ میدهند. این را هم بدانید كه میخاییل بولگاكف نوشتن مرشد و مارگاریتا را مهمترین كار زندگی خودش میداند و آن را هشت بار بازنویسی كرده است. وقتی بولگاكف در سال 1940 درگذشت كسی جز همسر و چند دوست نزدیكش از وجود مرشد و مارگاریتا خبر نداشتند.
حدود 25سال طول كشید تا سرانجام مرشد و مارگاریتا به شهرت رسید و در فهرست ادبیات جهان جاودانه شد. مترجم كتاب عباس معروفی است و انتشارات فرهنگ نشرنو این كتاب را با ترجمه عباس معروفی منتشر كرده است.